این روزها که نمی نویسم باد می آید....ناگهان روی خط سیم ها شروع یک پیام...امده بود ..انتقام انتقام .....قیصر رفت ...

خسته ام از آرزوها....ثابت کرد

شوق پرواز مجازی.....واقعاْ پرواز کرد

بالهای استعاری.....حقیقی بود.....

در این طوفان بی پیر ...تسلیت هم نمی شود گفت...به که به تو...!!! به من...!!! ...اشتباه نکن از این که زنده ایم تسلیت ...قیصر بهانه بود....اما حیفش شد...قیصر کوی دانشگاه و ساختمان ۱۶-۱۷ دانشگاه تهرانی ها می دانند کدام نقطه از زمین را می گویم....

/ 39 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساندرا

نه باور نمی کنم سال 86 و همین یک پست برادر کجایی خانه خاموش مانده است ما دور و کور در این طوفان های بیگاه گاه آمدن و ماندن بود نه بیخبری برگرد

علی شهیب زادگان

سلام/سال نو مبارک با 3رباعی 1ترانه و 1ترجمه در خدمتتان هستم به شدت اننظار آمدنتان را میکشم/به شدتی که... هر کسی هرچی پول داره میده تا- بلکه نیم ساعتی برقصه باهات بس که خوش تیپُ خوشکلی کاترین بس که عاشق کَشن دلبریات

امیر

ضخامت زخم های من به تلخی وخامت اخم های او سنگین بود/سلام (کمی شبیه فردا)با یک غزل به روزشد[گل]

نغمه شاکری

با سلامی از جنس بهار پشت پرچین خیال به روز شد و منتظر حضور صمیمی و نظرات ارزشمند شما می باشد

زهرا معتمدی

"دعوت نامه " "جهان نه با صدای انفجاری مهیب بلکه با ناله و هق هق به پایان خواهد رسید" با مجموعه ی "این اسمش زندگیست" در بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران انتشارات شانی منتظر دوستان خوبم هستم. توضیحات بیشتر و آخرین شعر از این مجموعه را توی وبلاگ بخوانید.

مریم حقیقت

هو العلی ۷ماهه ها با هوشترند./!!!! سلام -.... همیشه هایت را فرصت نوشتن نیست چرا که زمان سهم من از دردهای تاریخ است بخشید به چشمان من ایمانش را شور غزل آسمان دیوانش را تا تکیه شدم به شانه هایش لرزید از زیر سرم کشید دستانش را انتظار شاید رسیدنش،دیدنش،بودنش ۷ماهم را می سوزاند خاکستر می شوم و... درست وقتی یخ کردن به ناامیدی می کشاندم از بودن دیدمش دوست داشتنی مثل همیشه که دوستش داری که دوستت دارد می شنویم؟ یا علی

میرزایی

سلام با " پشه های گرفته ماهیچه" بروزم و منتظرتان : به خود هیچ می رسم از خود به خداوند اُمی از نیچه به خلا ء ، به سر و صدای سکوت پشه های گرفته ماهیچه نادعلی

میثم متاجی

بودنم / چندان شبیه دیگران نبود بودن من لباس سیاه می پوشید و در برف سگ لرزه های سفید می زد بودنم کمی چاق / و عاشق کوچه های بن بست بود من بودنم را دوست داشتم سلام عزیز به روزم.