سلام بر خوبان.....برزخ ....منتظر خبر بدی هستم....به کوتاهی يک تکان دادن سر....به هر حال با شعری که مقتضيات اين روزهای ابريم آنها را سقط کرده به روز می شوم...(اضافه کنم اين نوشته یه مقداری احساس زده شده  به دليل شرايط خاص روحی که در ان هستم... خوبان  به بزرگی خودشان ببخشايند...)

می بريد؟

فردا دستهاي مرا مي بريد؟<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

          و عاشقانه به رقص سيگار در انگشتانت زل مي زنم

                                           و تو پك مي زني مغرور و آرام

 

 

فردا؟....

     و مي گشايم آنها را

               كه يادم بماند آغوش خاليم

                               چه سخاوتمندانه جا براي تو داشت

يك و دو و ....

نمي دانم

بايد بشمرم

      به جادوي انگشتان

            چه لذتي داشت با انگشت بشمري قدمهاي آمدنت را

                                                          پلكهاي بسته رفتنم را

دستهاي مرا؟......

                 و تو پك مي زني

                           مغرور و آرام

 

/ 54 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارزو

دوست داشتم شا خه گلی را که از تپه های دور دست رويا چيد هام تقديم نو شته هايت کنم اما افسوس نه رنگی دارد نه عطری زيرا ريشه اش جز سختی از ايام ند يده است با دستی خالی اما تنهای قسمت شد های با نو شته هايت ارزوی بهتر ينها را برايت دارم

کی باور می کنی برهنگی تن من برای تو نيست...

و چه شبها تا به سحر منتظر خبری بد بوده ام... با پک هايی که به سيگار ميان انگشتانم می زدم به خود می فهماندم که بيدارم... انتظار پايانی دارد تو محکم در مقابل اين پايان باش... بيا پيشم آپ کردم...

نقد و بررسی غزل پست مدرن یا هیاهو برای هیچ سر بزنید .... پشیمون نمیشین وجالب تر از آن مقاله ای است که از آن به عنوان مانیفست غزل پست مدرن یاد میکند. صد البته که بزرگان ادبیات ایران از وجود چنین شخص و چنین ادعایی اطلاعی ندارند و همان عنوان به قدری مضحک می نماید که کسی انگیزه ای برای خواندن واحیانن نقد آن نداشته باشد.(چه اینکه حسین قلی نیز به خاطر برخوردهای زننده مهدی موسوی و مواجه شدن با ادعاهای مسخره اش به نقد مقاله اش روی آورده) اینکه در بسیاری از ترجمه ها و متونی که به زبان فارسی در مورد پست مدرنیته نگاشته شده حق مطلب ادا نشده وبحث به صورت گنگ ومبهم رها میشود بماند(تنها چند منبع معتبر معدود به زبان فارسی وجود دارد وباقی...) اما کاش لااقل آقای موسوی ما همان متونی را که به عنوان رفرنسها در پی نوشتهای مقاله اش آورده را به دقت خوانده بود روزی یکی از دوستانم می خواست به

منيره

شعرتون رو خوندم . دو بار . لذت بردم ولی فکر می کنم چيدمان کلمات به بهترين شکل نيست . صورت خطی شعر با تصاوير بريده شده ی آن جور در نمی آيد . ... راستی من به روزم

امیر خاکسار(یه شاعر جنوبی )

سلام آقای مهدی بهرنگ راد شعرتان را با دقت خواندم . اجازه بدهید بعد از آشنایی بیشتر با هم راجب شعر همدیگر نظر بدهیم پس منتظر شما در وبلاگ خودم هستم

ساندرا

سلام يعنی من می خواهم با شما دوست باشم گرچه هر بار که به سيگاری ژک می زنم ياد دستهای شما راحتم نمی گذارد سلام يعنی من منتظر شما هستم به اميد ديدار

آبان صابری

سلام (این مال شماست مهربان ) . . . خوابمان نبرد من و درخت تا صبح ، از ریشه هامان با چند شعر از دوستان به روزم

امیر خاکسار(یه شاعر جنوبی )

مهدی جان سلام از اينکه به وبم سر زده بودی سپاس. برای ادامه حیات ادبی خود وب شما رو لینک کردم . چرا که ادبیات فقط با تعامل و تبادل جریان دارد . اگر امکان داشته باشد این تبادل کامل شود با سپاس فراوان

ابی

لیالا

مولود خزان

با درود وسپاس در کار حاصر و کار قبلی شاير بدليل عدم فاصله زمانی به وقت سرايش دارای تطابق واژگانی و فضای حاکمه يکدست ميباشند ايجاد تغيير در افعال در کار خام است مرسی منتظر کارهای بهتری از شما خواهم بود