خفگی....

سلام به تمامی دوستان.....قبل از به روز شدن توضیحی را واجب می دانم بر گردن وجدانم...در شعر قبلی  و تمام کارهای من ...مادر یک سمبول است ...سمبولیسم بد باشد  یا خوب مباد که این سمبول هرچه خوب.... به نازک تر از نیایش خطاب شود...در کار قبلی من ...صدای صفیر تبر که بر خاک می افکند....تا مقام صدای لالایی مادر که به خواب می برد ارتقا یافته بود چرا؟ در شعر رد پا هست........به روز می شوم با کاری به کوتاهی فرصتهایم و فرصتهایت و فرصتهایش در زندگی....

.....می افتد.....  شروع.......

                                  سرگیجه ........

                                و حلقه های آلوده به تکرار.....

                                                                            دور گردنم.....

قاعده رفتن بود نه ماندن

نگاه هایم را به سنگ می اندازم

                                        و چیزی به آب............. 

/ 112 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضوانا

تا یک ماه صدای چرخ خیاطی خواهرم امانت است دست من . لطفن نگذارید صدایش خاموش شود. دختران ارتشی با صدای چرخ خیاطی می چرخند.

اصغر آقا كاميوني

سابوليکم دااااش کاش همه چیرک نيويس ها مث مال شوما بود . به اسمت قسم خیلی با مرامی . قیمه قیمه معرفتت اصغر

سارا

سلام مهدی جان مرسی بابت نظر بیا تنها دلخوشی منو ببین

بانوی سوم

سلام ... سمبوليک يا چيز ديگه بسيار زيبا بود و دلنشين .. بروز .. در انتظار .. شما

هنی

سلام .. شعرهای زيباتون را خوندم .. استعاره های زيبايی دارين .. حلقه های الوده به تکرار را متوجه نشد م ...

جباری

سلام.اون چيزی که من گرفتم يه تصوير زيبا بود که جالبتر از همه برام اين بود که استمراری که در گذشته نشون داده بوديد با اولين کلمه يعنی:می افتد.اما فکر کنم يه قسمتش توضيح اضافه بود يا به نوعی حشو بهش بگيم.به نظر من لازم نبود که اينقدر واضح توضيح بدين که :قاعده رفتن بود نه ماندن.افتادن(می افتد).سرگيجه و حلقه های تکراری خودش مبين ماندن اجباريست و اينکه دوباره تکرار کردين به نظر من لازم نيست.شما حرکت رو در انداختن چيزی در آب در آخر نشون دادين وديگه بحث از قاعده رفتن بود باز هم اضافه ديده ميشه.اينکه از دو نماد سنگ و آب استفاده کرديد که يکی نماد سکون و ديگری نماد حرکت است کافی بود.شاد و خوش باشيد.ببخشيد که دير هم نظرم رو نوشتم

شاليز

سلام و قاعده رفتن بود نه ماندن و قاعده شدن است نه بودن ...موفق باشی و ممنون که به من هم سر زدی

سليمی نژاد

سلام بر مهدی! آمدم آپ نشده ايد. گفتم نه به آن بی نمکی آپ هر روزه ی من و نه به اين شوری ... يا بلعکس. قربانت

فندرسکی

سلام .خوب بود چرا خبر نمی کنيد؟؟؟؟

ميرزايی

یک آینه به سمت تماشای هیچ کس در را ببند انسیه، این چند تا مگس ... دارند می برند که گوش سکوت را ته مانده های لاشه ی یک عنکبوت را بروزم عزیز