خداحافظی گفتنش راحت است و ....

سلام به همه خوبان.....باز هم با تاخير به روز می شوم.....راستی شما از خداحافظی خسته ايد يا از سلام؟.....

 

سنگر به سنگر

                   کلمه به کلمه

                                    فتح می کنمت در ميدان سپيد جنگ

 و مينهايی را که می خوانم و

                                        رد می شوم

 هميشه پيش روی را دوست نداشتم.......

          زمانی برای مرور سيم خاردارهای معبر

                                              با عکست که گم شده...قبل تر ها....

به پلاکم دست می کشم

و در آخرين مين......

                                 بوم........

                                                صدای انفجار........

صدای هق هق

کاغذی بر روی زمين

.............................

خداحافظی گفتنش راحت است اما....

/ 145 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فهيمه عباسي

در من دغدغه ي زني ست- با خيال كوچ سلام من به روزم . لطفا

آب و كاشي

به شكار چند تا ماهي تازه از زكريا اخلاقي مهمونتون مي‌كنم. تازه‌ي تازه. تور سفيد و قشنگتونو روي سر ماهي‌هاي حوضم نمي‌ندازين؟ منتظرما......

زهرا

يه وقت به من سر نزنی !!!!!!! به روز نمی کنی ؟

آيينه

خيلی دير به دير ميای آشنا!

پرنده ی خارزار

سلام.. مدت ها نبودم ونبودنم رو نبودی.. به هر حال.. نوشته ی شما قشنگه يعنی تکنيکش ايرادی نداره اما دوستش ندارم.. چون نمی تونه اون حسی رو که تو ذهنتون بوده منتقل کنه...کمی هم توی کليشه ها ....

احسان مهديان

بادرود وسلام و درود و سلام ودرود و سلام نسبت به این کار حس خوبی ندارم - احمقانه است ! نه غلام!! با كار « اس ؛ ام ؛اس درحِسِ مِث تو !» به روزم هجووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووم

وحيد نجفي

سلام دوست عزيز ... مهدی ... خواندم کارت رو و البته در حيطه ی شعر جنگ يه کار علی و خوب می تونه باشه اگر در انتهای کار نفست بريده نمی شد . بسيار راحت اجازه ی کشف بيه مخاطب دادی . کلد های بسيار در کارت بود . حضور کلمات در محور همنشينی اجازه ی خلاقيت رو ازت گرفته بود و يا من اينطور حس کردم . در جايی آوردی که هميشه پيشروی خوب نيست . دارم با خودم فکر ميکنم که بله هميشه پيشروی خوب نيست چه در محيط جنگ و چه در سطرهايی که به راوی شعرت به پايان خودش و شعر نزديک ميشه . از لحاظ فرمی برام کاملن قابل قبول هس اگر پايان کارت به مراتب از اين هم ضعيف تر بود . من در پايان کارت هيچ گونه اجازه ی ندارم که به دلخواه خودم اتفاق رو حدس بزنم يا در برابر يک فضای ماليخوليايی منو قرار نمی دی که ... چه کنم ؟ ببخش بيمارم .و شايد روانی ... با غزلی روانی به روزم ووو سلام يعنی خداحافظ

نورمراد

هو سلام بر دوست از اینکه خبر دادید ممنونم و از اینکه احساس زیبای شما در قالب کلمات لحظه ی قشنگی برام آفرید باز هم ممنونم زيبا بود درود

پويش

سلام. برخورد با چنين وبلاگ عميقی و غنی شانس من بود. با اجازه لينکتون کردم.

فریبا

زندگی همينه...به همين راحتيه که همه چيز از دست ميره.ببين پيش منم بيا.خوشحال ميشم نظرتو در مورد پست جديدم بدونم.البته اگر دوست داشتيد بيايد عالی جناب(اين عوض ببينی که بهت گفتم)